تبليغاتX
خدا همین نزدیکیهاست

شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385

مرگ بی خبر می آید

شبانگاهان که در خیابان خلوت خواب

آهسته و آرام قدم برمی داری

مرگ با لباس چین دار بلندش

پای پنجره پوسیده ی اتاقم می آید

آرام صدایم می زند و منتظر می ماند

اگر یک شب به کوچه ی دلتنگی من کوچ کردی

کنار همان درخت که پر از خاطرات خط خورده است

بایست و تماشا کن قامت مرگ را

که چه بی صدا

از پشت پرده های پنجره می آید

 

نوشته شده توسط یاسمن در 10:8 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •