خدا همین نزدیکیهاست
متنی
پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385
انتظار
فرجام انتظار چیزی جز آنچه که برای بید مجنون به ارمغان می آورد ، دیگر نیست . دوباره لحظه های تنها بودن را به انتظار شنیدن نغمه ای از سوی نور سپری می کنم . لحظه ها را به دقایق و دقیقه ها را به پشت ساعت می کشانم ، اما باز هم تنهائی من به فرجام مبهم مه آلودی پایان می پذیرد و مرا در ثانیه های تردید و تنهائی وا می گذارد . خود را در قایق چوبی بر روی آبهای نیلگون رها کرده ام و قدم در مسیری کم رنگ و سرانجامی نامفهوم گذاشته ام . من نیز به دنبال هزاران نیلوفر کبود ، جنگل های خزان زده ی سرزمین بی انسان را می ستایم و ریشه در عمق تنهائی می دوانم ...
نوشته شده توسط یاسمن
در 11:45 بعد از ظهر | لینک ثابت
•

